X
تبلیغات
•. بخـنـد تـــــــــــآ بـتـرکـی .•

•. بخـنـد تـــــــــــآ بـتـرکـی .•

sMSMSMSMSMSMs

چهل و یک

دوستان پست جدید ندارم
همه با هم فعلا بریم
یییییییییییییییییییییییییییییه برنامههههههههههههههههه ببینیم
یههههههههههههههههههههههه برنامهههههههههههه ببینیم :))

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1391/07/05ساعت 11:27  توسط ܓܨاوت پارچاسی ܓܨ  | 

چهل

میگم ، یه کشتی بود هراز گاهی از توی خلیج فارس رد میشد

میزد این کابل اینترنت رو پاره میکرد .........

چند وقتیه ازش خبری نیست خیلی نگرانشم ...............

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1391/07/05ساعت 11:27  توسط ܓܨاوت پارچاسی ܓܨ  | 

سی و نه

میگم ، یه کشتی بود هراز گاهی از توی خلیج فارس رد میشد

میزد این کابل اینترنت رو پاره میکرد .........

چند وقتیه ازش خبری نیست خیلی نگرانشم ...............

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1391/07/05ساعت 11:26  توسط ܓܨاوت پارچاسی ܓܨ  | 

سی و هشت

دختره يه عكس گذاشته

  رو تخت رو پای یه پسر نشسته

دستش دوره گردنه یارو حلقه شده لباشون به هم نزدیکه

بعد زده سینگل و 87% پستاش راجع به تنهاییه ،

از همین تریبون از دخترای گل خواهش میکنم داداشتونو درست بغل کنین

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1391/07/05ساعت 11:25  توسط ܓܨاوت پارچاسی ܓܨ  | 

سی و هفت

اگه تو ایران فیلمی ساخته شد که لیوان شکست و طرف موقع جمع کردنش دستش رو نبرید من بهش اسکار میدم!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1391/07/05ساعت 11:23  توسط ܓܨاوت پارچاسی ܓܨ  | 

سی و شش

داشتیم با بابام تو خیابون میرفتیم دوستشو دید.

بعد از سلام و احوالپرسی دوستش به من اشاره کرد گفت: این پسرته؟

بابام یه سری تکون داد گفت:آره دیگه ! چوب خدا صدا نداره!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1391/07/05ساعت 11:22  توسط ܓܨاوت پارچاسی ܓܨ  | 

سی و پنج

عروسی مختلط ميگيرن

و توش مشروب سرو ميكنن

ولی نميدونم چرا اصرار عجيبی دارن كه عروسی

تو يكی از شبهاي ميلاد ائمه برگزار شه!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1391/07/05ساعت 11:20  توسط ܓܨاوت پارچاسی ܓܨ  | 

سی و چهار

لقمان را گفتند پارک دوبل از که آموختی ؟؟؟

.
.

.
.



.
.
.
.
گفت از بانوان … ((:

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1391/07/05ساعت 11:18  توسط ܓܨاوت پارچاسی ܓܨ  | 

سی و سه

آلیس کجایی؟

بیا...

اینجا عجیب ترین سرزمین دنیاست..!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1391/07/05ساعت 11:16  توسط ܓܨاوت پارچاسی ܓܨ  | 

سی و دو

اگه بدونید چنگیزخان با سوزوندن کتابای علمی،

چقدر از فشار و بار درسهایی که قرار بوده بخونیم،

کم کرده ،

هر شب جمعه واسش فاتحه میخونید :)

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1391/07/05ساعت 11:14  توسط ܓܨاوت پارچاسی ܓܨ  | 

سی و یک

حواسم هست رد میشی نظر نمیدی ها...

شما نه ... بغل دستیت ...

اوون عقبیا...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1391/07/05ساعت 11:13  توسط ܓܨاوت پارچاسی ܓܨ  | 

سی

اینکه پسرا مشکل چی بپوشم ندارن ربطی به ژنتیک و اینا نداره،

دلیلش اینه که معمولا حداکثر یه لباس تمیز دارن !

والا...!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1391/07/05ساعت 11:12  توسط ܓܨاوت پارچاسی ܓܨ  | 

بیست و نه

دخترایی که امسال دانشجو شدید ...
هیچ فکر کردید که ....
.
.
.
....
.
. . . . . فردا چی بپوشید ؟؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1391/07/05ساعت 11:10  توسط ܓܨاوت پارچاسی ܓܨ  | 

بیست و هشت

یکی مسیج داده : دوستت دارم !!
منم گفتم بزن قــَــــدش !!
گفت : یعنی تو هم منو دوست داری ؟
. گفتم : نه دیگه، الان جفتمون منو دوست داریم !! :دی

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1391/07/05ساعت 11:6  توسط ܓܨاوت پارچاسی ܓܨ  | 

بیست و هفت

+ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺍﺯ ﮐﻮﭼﻪ ﻣﻌﺸﻮﻗﻪ ﻣﺎ ﻣﯿﮕﺬﺭﯼ !

- ﻫﺎﻥ ؟؟؟

+ ﺑﻔﺮﻣﺎﯾﯿﺪ ﺩﺭ ﺧﺪﻣﺖ ﺑﺎﺷﯿﻢ ، ﭼﺎﯾﯽ ، ﺷﺮﺑﺘﯽ ، ﭼﯿﺰﯼ ؟ ﺁﺧﻪ ﺍﯾﻨﻄﻮﺭﯼ ﮐﻪ ﻧﻤﯿﺸﻪ !!!

- ﺑﺎﻭﺷﻪ …

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1391/06/29ساعت 14:30  توسط ܓܨاوت پارچاسی ܓܨ  |